تبليغاتX
افکارفاحشه ی توبه کرده+دندون کرم خورده
میدونی بهترین و امن ترین جای دنیا کجاست؟

همون جایی که توش آرامش داری خاطره های قشنگ یادت میاد زندگی برات باارزش میشه. با دیدن سفید و سیاهیاش دل نوشته های خاکیش که همش از کوتاه بودن خوشی ها و دلتنگی ها خبر میده یادت میاد چقدر بد کردی و چقدر دیگه باید خوب باشی جایی که هیچ سقفی نداره.خداییش بهشت روی زمینه میدونی کجاست؟قبرستون.من عاشق قبرستونم کنار اون همه آدم که صدای بلندشون اذیتت نمیکنه با اون همه خونه. خونه هایی که فقط دو رنگ داره سفید و سیاه و هیچکی ادعا نداره مال من قصر و مال تو لونه گنجشک تفاوتش فقط ده بیست سانته .اگه صداشونو گوش کنی خیلی حرفا برای گفتن دارن یادمون باشه هیچ مرده ای و فراموش نکنیم یادمون باشه یه روز قراره باهاشون همسایه باشیم پس هوای همسایه هامونو داشته باشیم

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


تو میدونی علف هرز چیه؟

علف هرز یعنی من یعنی تو فقط من و تو!

چرا؟

ناراحت نشو چون هیچکی نفهمیده چه فایده ای داریم!!!

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


ا

عشق من عاشقم باش

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


مشکلاتو به دو شكل به میشه به فراموشي سپرد يكي اينكه تجربشو با خودت برداري شكل دومش تاسف خوردنو شيون كردن رو تلخيهاي گذشته كه اثري جز حماقت نداره و نميتونه داشته باشه .اگه به مشكلات روزي كه توشيمو و مشكلات آينده و گذشته فكر كنيم يه دفعه خودمونو توي كوه بلندي از مشكلات ميبينيم چيزي كه توي گذشته اتفاق ميوفته مثل جسمي بي جوونه كه بايد به گور داد چون تلخيهاشو ميشه فراموش کرد كه  هيچ چیز و هیچ  كسي نميتونه حلش كنه حتی تو که اینقدر ادعات میشه !!!!!!

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl


+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl


 

پير که بشويم همه چيز يادمان مي‌رود...يادمان مي‌رود زماني بچه بوديم و بچه‌اي داشتيم...
يادمان مي‌رود عينک ته‌استکاني پدربزرگ را به چشم مي‌زديم و ادايش را درمي‌آورديم!
يادمان مي‌رود زماني عاشق کسي بوديم که بايد فراموشش مي‌کرديم
يادمان مي‌رود اينقدر از کار کردن خسته مي‌شديم که هر روز آرزوي بازنشستگي مي‌کرديم!
پير که بشويم همه چيز يادمان مي‌رود...
پير که بشويم حتي زندگي کردن هم يادمان مي‌رود...
پير که بشويم همه چيز يادمان مي‌رود.... پير که بشويم افق پيش روي ما مرگ است!

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


تو بچه جان بچه نه ساله ده ساله!

,خاک بودي که هیچ بودی

هشتاد سال دیگه نود ساله ديگه خاك ميشي پیر میشی هیچ میشی خاك ميشي

دور ميزني

دایرهای

بی جهت,بی معنی,توخالی

باز از آخر میرسی به اول

مثل صفر

وقتی برای خودت زندگی کنی

وقتی بخوای فقط برای خودت باشی

تنها باشی

وقتی بخوای فقط با صفرها باشی

عمر تو مثل یه دايره مثل صفر

باز از آخر ميرسي به اول

می مونی,مبگندی

مثل مرداب,مثل حوض

بسته میشی,مثل دایره

مثل صفر!

اما اگه جلو یک بشینی اگه بخواي فقط براي يك باشي

از پوچی و تنهایی در بیای

باید بقیه عمرتو با دیگران برای دیگران زندگی کنی

عمرت مثل یه خط افقی پیش میره

مثل راه مثل رود

اگه بخوای از خودت دور بشی میرسی به راه به رود میریزی توی دریا

حالا تو بگو صفر بودن خوبه یا یک بودن

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


 

 

 

 توی هر وبلاگی که میری یه چیز مشترک میبینی نه !همش یه درد، یه ناله، همش یه دلخوری یکی دنبال انتقام، اون یکی تو راه گذشت، یکی عاشق، یکی شکست خورده عشق، یکی شعر میگه به خاطر فرار عشقش. نه به زندگی دیگران  غبطه نخور از زندگیت ناله نکن آخه زندگی من از همه شماها بدتره(خنده)دیدی هرکی می خواد بگه درد بیشتری کشیده اما نه !مشکل این نیست. مشکل این نیست که به خاطر دماغت مسخرت کننو تو پول عمل کردن نداشته باشی مشکل این نیست که ...ماشین داره و تونداری چون حتما حکمتی داره مشکل این نیست که عشقت جات گذاشته چون مطمئن باش اون لیاقتتو نداشته مشکل این نیست که مادر نداشته باشی چون یه پدر داری که همیشه باهاته یا پدر نداری چون مادرت باهاته مشکل این نیست که پشت کنکوری هستیو چند ساله که قبول نمیشی حتی مشکل این نیست که هیچ دوستی نداری مشکل این نیست که به خاطر تیپت مسخرت میکنن مشکل این نیست که نمیتونی ببخشی  مشکل این نیست که بی آبروت کردن مشکل این نیست که یکی شکستت داده وتو قدرت شکست دادنشو نداری مشکل این نیست که عشقت مرده میدونی مشکل از نظر من چیه؟! مشکل اینه که تو با این به ظاهر مشکلات بذاری و بری فکر نکن میتونی با فرار همه چیزو فراموش کنی اگه مادر پدر نداری هویت که داری اگه خیلی ناراضی هستیو می خوای خودتو بکشی لابد میتونی یه وصیت کنی ولی بدون هویت وصیتتم ارزشی نداره مطمئن باش اونی که راه فرارو بهت پیشنهاد میده کمکت نکرده حتی اگه بهت بگه همه راه و باهات میام وسط راه میذاره و میره ،اگه پدرت به همه کارات گیر میده مادرت که هر شب وقت خواب روی گونه هات یه بوسه میذاره ،اگه عشقت مرده با فرار زنده نمیشه اگه توی شهرت کاری کردی که چند نفر میخوان حالتو بگیرن با فرار یه لشکر پلیس مثل مورو ملخ دنبالتن ،نه جونم نه عزیزم فکر نکن هیچکی دوستت نداره من دوستت دارم اتاقت دوستت داره عروسکت دوستت داره آینه خونتون دوستت داره دنیا دوستت داره چون زنده ای میتونی زندگی  کنی اینم یعنی حل مشکلات هر وقت خواستی فرار کنی اون دختر فراری رو یادت بیاد که ایدز گرفت و به جای سر به راه کردن بقیه بیماریشو به آدمای یه شهر داد و چون کسیو نداشت یه آجر انداختن رو سرش و با اون عذاب جون داد خواست بگه که چه جوری بیمار شده ولی کسی ازش دلیل نخواست  پس از امشب راحت بخواب یا دلتو پیش یکی وا کن چون نصف درداتو یادت میره قبل از اینکه فرارو امتحان کنی اینو امتحان کن ضرر نمیکنی

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


 

 

آخه این چه دنیایی! چقدر فرق بین آدما!این یه حقیقت تلخ یه نفر خوابش میادو برای خواب جا نداره ،اون یکی یه لقمه نون برای غذا خوردن نداره،یه نفر میشینه صبح تا شب اسکناساشو میشمره،یکی اینقدر خونش بزرگه که توش گم میشه،یه پدری میخواد برای بچش عروسک بخره میره تو میبینه پول نداره یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه اون یکی مداد برای آب بابا نداره یکی کناره قصرشون یه دریا ولی اون یکی حتی آبه دریا وندیده یکی تولدش مهمونی همه میان یکی تقویم برای شمردن روزاش نداره یکی هفته ای یه بار پزشکشون میاد خونشون اون یکی پول برای مداوا نداره این همه فرق بین آدما یه قانون شده یکی امضاش برای کلی آدم یه دنیاست یکی توی دنیا این همه زحمت کشیدهو هنوز امضا نداره توی کلاس صحبت چیزی میشه که همه دارن یکی میپرسه چرا بابای من نداره یکی دوست داره کارتون ببینه اما نمیدونه کجا یکیم اینقدر دیده که میل تماشا نداره یکی از واحدای برج باباش میگه یکی خونشون حتی اتاق بالا نداره یکی پول برای رفتن به شهر خودشونو نداره یکی هم طاقت برای صدور ویزا نداره یکی به جای خاله بازی کلاس شنا میره یکی حتی کسیو نداره باهاش خاله بازی کنه یکی به فکر رژیمای غذایی اون یکی از بس غذا نخورده نا نداره یکی از بس شومینه گرم از نفس می افته یکی با نفساش دستاشو گرم میکنه یکی روزاش پر رنج و سختی و روزاش هیچ فرقی با روزای دیگه نداره یکی آزمایش نوشتن براش نمیره چون طرفای اونا آرمایشگاه نداره بچه ای که توی چراغ قرمزا گل میفروشه مگه درسو مشق نداره یکی تمام شباش طولانی پس نیازی به شبای یلدا نداره آدما از یک جا اومدن به یه جا میرن اونجا فرقی بین فقیر و دارا نداره

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |