تبليغاتX
افکارفاحشه ی توبه کرده+دندون کرم خورده

 

 

 

ترسناکه خیلی ترسناک. آره ترسم مثل فرمولای فیزیک خودمونه بهش میرسیم .اثباتش میکنیم

.یکی میترسه

نکنه بخوابم و صبح نشه اون وقت من چی کار کنم با این همه آرزو آخه من میخوام زندگی کنم حتی اگه چند لحظه ای سهمم باشه

خستم از این همه لیچارگری که دور و برمن. یه رل بازی کنم .ها...رگمو بزنم!نه......ما شانس نداریم میزنیم رو نقطه اصلی میمیریم

بهم بگن ببند دهنتو حکومت خاموشیه.می توان فرمان داد:هان!!ای طبل گران ...زین پس خاموش بمان....به چکاوک اما...نتوان گفت مخوان!!نتوان گفت مخوان....!

شهوتی که تو وجود علفا افتاده تصاحبو بیدار کرده میدونم که مصمم به آدمکشی و قتل میشن از اینکه راحت میکشم ولی نکنه کشته شم یعنی علفام آدم میکشن

اشتباه،گناه،مجازات،قصاص،حقیقت،تنفر،فاصله،خاطره تلخ ،سیاهی

از حشیش، گرس، تریاک،ذغال، منقل و رفیق ناباب کلا چیزای ممنوعه

نفوذ بد،زخم زمونه،تخریب،داد و هوار،حسرت،تحمل، سرمایه، آدم شدن

پیر شدن و عینک ته استکانی،چین وچروک،درد نهفتنی،جلد کهنه شناسنامه،بهانه،درد استخوان وفراموش کردن تمام چیزهایی که دوستشان داریم و از آن ترسناکتر فراموش شدن و در آخرترس زندگی کردن

و ترس از درد

درد تمام مردمانی که زندگی دردناکشونو به چشم میبینیم

درد پرت شدن از این پرتگاه ،سقوط ،سکته قلبی و در آخر لعنت به این خوابایی که میبینیم

درد اینکه اونخواهد آمد و من با این خیالات خام زندگی کنم

وع.....

با ترس و درد فرمولی بدست میارم که آخرش بشه امید

ولی .......

ولی اینو چی کار کنم کجای این محاسبه بذارمش

جاده بی انتها،روح خسته،چمدان خالی،چشمان گریان،تنگی نفس،وای تنهایی،این جاده بی پایان نه تقدیر شوم نه من انتها میخواهم

تنهایی ....

نه هرگز نمیمانم او می آید

(قدر مطلق نخواهد آمد= خواهد آمد)

تنها نیستم او می آید دیگر نمیترسم

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |