تبليغاتX
افکارفاحشه ی توبه کرده+دندون کرم خورده

 

 

 

 

 

تا حالا شده حسرت بکشی ؟!حسرت اینکه بخوای از ته دلت بخندی ولی نتونی.تا حالا شده بهت بگن تو میتونی پرواز کنی ولی تو هر جی نگاه میکنی بالی نمیبینی که باهاش بپری حتی پاییم برای رفتن نداری.تا حالا شده یهو خیره بشی به دیوار دیگه هیچی نبینی جز یه عالمه خاطره که پشت هم دارن تکرار میشن بعد یکی صدات کنه دیگه یادت نیاد به چی فکر میکردی.تا حالا شده یه عالمه حرف از جلو چشات رد شن بخوای روی یکیشون دست بذاری ولی نتونی.تا حالا شده  از روی عصبانیت اونقدر لباتو بخوری که یهو مزه ی خونو توی دهنت احساس کنی.تا حالا شده شرو ورای یکیو بشنوی بخوای بکوبی توی دهنش ولی نتونی.تا حالا شده بخوای یه کارد برداری بزنی توی شکمت ولی جرات نداشته باشی نه جرات درد کشیدن جرات دیدن خون .تا حالا شده مترجمی برای ترجمه سکوتت پیدا بشه .تا حالا شده بخوای دنیا رو شرمنده کنی ولی اون حتی یه نیش خندم بهت نزنه.تا حالا شده تیکه پازل دوستیتو بدزدن و نتونی پیداش کنی بعد ببینی دست دشمنته.تا حالا شده توی زندگیت یکی از سیمای سازت پاره شه و تو آهنگ زندگیتوطوری ادامه بدی که هیچکی نفهمه چی بهت گذشت و تهش بهت بگن تو که کاری نکردی چرا چون سوختنو ساختنتو ندیدن.تا حالا شده به این فکر کنی که این افکار پاره پاره مال کی میتونه باشه

من میگم چواب همشو میگم    I don’t know

 

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


 

چرا زندگی نمیکنی؟بابا زندگی همینه به خدا.چرا لذت نمیبری ازش؟تو که میدونی دیگه هرگز نمیشه به گذشته برگشت پس چرا همش آرزو میکنی زمان برگرده.عوض اینکه این حرفارو بزنی و بارها تکرار کنی لذت ببر.زندگی خنده و گریه است هر دوش خاطرست تلخ و شیرین.دیدن خنده های الکی یه بچه است یا تماشای بستنی خوردنش وقتی با تمام وجودش سعی میکنه که بستنی روی دستش نریزه و با لباسش صورتشو پاک میکنه.لذت ببر از منظره از درخت از آواز گنجشک از پاکی کودک از خنده های مادرت حتی غر زدناش اگه اون یه روز نباشه چیکار میکنی؟!از همه چیز این دنیا لذت ببر جز گناهی که میکنی نه از گناهی که میکنی لذت نبر جبرانش کن تا هرگز نخوای که زمان برگرده اینجوری تو بهشتو همین جا پیدا میکنی

پن:چینی بندزن را ندا دهید نوبت توست!!!!!!!

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |


 

این روزا فقط دروغ میگیم اسم همه چیو عوض کردیم اگه فرهنگ لغتو بدن دستمون دیگه هیچی ازش نمیمونه شناسه هام عوض شده کارای خوبو میگیم کردم کارای بدو میگیم کرده هوسی میشیم میگیش عاشق شدیم زنا میکنیم میگیم رابطه سالم لاس میزنیم میگیم دوست اجتماعی فحش ناموسی میدیم میگیم فکر باز لب دادنو مالیدنم  که شده سلام علیک الان میگین آره درد تو شده مالیدن خوردن و هزار تا کوفت و زهرمار دیگه چرا چون به اسم وبلاگ نگاه کردینو اومدین تو نه میدونین من کیم نه میدونین چیکارم بهم میگین.....اینم یه دروغ دیگمونه اونایی که میان لیچار میگن به خاطر اینه که اومده بودن ارضا کنن خودشونو دیدن خبری نیست توی این جامعه مریض با این همه بیمار یعنی میشه سالم موند مشکل اینه که ما خودمونو فراموش کردیم نمیدونیم  چرا داریم زندگی میکنیم سبقت گرفتنمیم فقط توی چیزای بی خود ولی یه چیزو بدون این سقفی که بالای سرته یه روز خراب میشه حساب منو تو هم باشه اونجا!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |