چه گذشت بر من...
چه خواهد شد بر سرگذشت من....
چه سرگذشتی است بر زندگی غم آلود من.....
چه غمی است در دل من.....
و ابن دل سنگی در کدامین جاده بی انتها آب خواهد شد....
و آرام خواهد گرفت روح خسته من....
نمی دانم.....هیچ نمیدانم.....
تا کی در این مسیر خواهم بود.....
با دو پای خسته.....
چمدان خالی.....
و چشمان گریان......
نفس نفس زنان به کدام سو روم؟
باشد که این راه ادامه راه قبل نباشد
این را من نمیگویم!
تقدیر رقم میزند
تقدیری شوم یا......همان شوم


