درهای من کم نیست
شاید به اندازه موهای سرم نباشد ولی کمتر از آن هم نیست
دردهای من کم نیست
درهای من کهنه است ولی نمک می پاشند روی زخمم
دردهای من کم نیست
اندازه درد تمام مردمانی که چین پوستشان را میبینی
اندازه تمام مردمانی که رنگ روی آستینشان را میبینی
اندازه آه تمام مادرانی که صدای تق کمرشان را میشنوی
اندازه تمام مردنگان زنده دلی که آرام خفته اند
اندازه خون تمام عاشقانی که پروانه وار مردند
درد من از تمام این دردها بیشتر است
درد من زندگی کردن است
این روزا به هرکی که میرسم میگم چه خبر؟سریع شروع میکنه به گریه و زاری تو حرفای همشون یه چیز مشترکه "خیانت" هرچی خواستم معنیشو بفهمم نونستم ؟یکی پرسید با پسری که خیانت میکنه چی کار باید کرد من گفتم با دختری که خیانت میکنه چی کار باید کرد خیلی دوست دارم هر کی که میخواد کامنت بذاره جواب این سوالو بده !!چون این سبک نوشتن من نیستو دوستای قدیمی منم اینو میدونن این سوالو با این پست دادم ولی یه چیزو خوب میدونم کسی که عاشق باشه هیچ فاصله ای حریفش نیست و کسی که عاشق نباشه هیچ ترفندی عاشقش نمیکنه درست نثل بارهای مثبت و منفی


