تبليغاتX
افکارفاحشه ی توبه کرده+دندون کرم خورده - ...

گیج و حیران بر مرز سایه روشن موندیم  در خوشبختانه ترین حالت مثل اون شاگرد دباغ هستیم که تو گذر از بازار عطرفروش ها سرگیجه میگیره  و از حال میره(شاید داستان بر عکس باشه)نمیدانم کدوم طرف راسته دباغ هاست و کجا بازار عطرفروش ها و ما از کجا به کجا رفتیم اما هر چه هست تو آشفتگی دست و پا میزنیم.جامعه ای که به ما میگه خیلی  از چیزایی که  میدونستیم و تحسین میکردیم اشتباه و نیرویی نامریی که ما و ارزش ها و آرزوهامونو به حاشیه میکشه. نمیدونم شاید ایراد از ماست

                    به علی سنتوری حق میدم که نمیخواد از اون آسایشگاه به شهر برگرده

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |