تبليغاتX
افکارفاحشه ی توبه کرده+دندون کرم خورده - ........

مثل همیشه سر در گم و حیران خیره به یک نقطه به اندازه عقل آدمای.....طبق معمول در حال خوردن لب گاهی با دندون فشار میدادم می فهمید که باز غرق شدم توی گذشته.مرتب از جلوی چشام میرن بی وفایی آدما وقتی که حتی غرورتم میشکنی آدمایی که خیلی راحت دروغ میگن و دروغ گفتن و بازی کردن شده مثل خوردن نون این همه ساده دلی این همه بی ریایی کلی نتیجه و پایان و غافلگیری وکلی درس.جواب عشق هرگز عشق نیست بی وفایی جواب وفاداری،بی مهری جواب محبت.من دیگه نباید دلواپس شادمانی اون باشم مرتب داد میزنه اگه میخوای زنده بمونی سنگ باااااش راه چرا اینقدر طولانی شده انگار اونم داره بهم فرصت میده که فکر کنم از آینه بغل ماشین میتونم ببینمش تمام هواسش به منه مطمئنم الان داره منفجر میشه که چرا اینقدر تو بی خیالی چرا نمیگی چی شده!چقدر دغدغه زیاد شد به هیچی نمیرسم چک کردن آفم که ببینم این سگ پدر کیه که ولم نمیکنه وبلاگ و سوالات مختلف خوانندگان وبلاگ اه اسم وبلاگ که میاد توی ذهنم یاد هرچی پهنو پشکل میوفتم ویروس موبایلم پول موبایلم که طبق معمول نمیدن اصلا حوصله بحث کردن باهاشونو ندارم به ایرانسل قانعیم بابا.خاک توی سرت با این قول دادنت مگه قول نداده بودی آدم باشی و باز اندوه مادر و داد زدن توی ساحل دلم که تو چجور مادری هستی که حتی من یه بارم.......تنفر آرزو نمیدونم

اونی که نمیودونمو باز نمی پرسم نگاه کردن به آسمون میدونی می خوام چی بگم حرف همیشه هــــــــــــی تویی که اون بالایی داری چی کار میکنی با سر نوشت من باز حرف الله یار داره چراغ میزنه"آن کس که تو را به اوج میرساند یک روز مرا تخریب میکند"حرفاش همیشه کلی معنی داشت برام همیشه آروم و شمرده حرف میزد ولی یهو داد میزد شیــــــــــــــــلا گول نخور هرگــــــــــــــــــــــز!با میسای لیدا به خودم اومدم لیدا فرق میکنه با همه همیشه فکر میکردم بدترین زندگی مال منه ولی لیدا و سرنوشنش بهم نشون داد که اون صبورتر از منه.گاهی وسوسه میشم دلمو پیشش خالی کنم ولی نه باز پنهون کردن که دیوار موش داره و موشم گوش داره یا حرف مادرجون که وقتی تو اختیار دهنتو نداری چطور میخوای که یکی دیگه داشته باشه سرم گیجه گیجه انگار نزدیک شدیم اه من چقدر از این شهر متنفرم چقدر خاطره بد دارم اینجا هرجا جز اینجا باز آرزوی همیشگی کــــــــــــــــــــاش قبل اینکه برسیم یه تریلی بزنه بهمونو من له شم ولی هرچی که من بخوام نمیشه مثل اینکه باز باید حرف بزنم یکیمون پیاده میشه آقا.قیافش داد میزنه که میخواد بگه چرا اینجا کدوم قبرستونی میخوای بری؟ولی مگه رودسر چندتا قبرستون دارهJ بدون اینکه حتی خداحافظی کنم پیاده شدم خودمم نمیدونم به چی فکر کردم که یهو دیدیم رسیدم . کجا بشینم حالایه گوشه  بغل یه پیرمرد نشستم زل زده بودو نگام میکرد تختش کثیف بود پا شدم آب آوردم معلومه یک سالی هست که کسی پیشش نیومده خواستم باهاش دردودل کنم دیدم کلی آدم اینجا خوابیده نکنه یهو بشنون بدبینی من مثل همیشه نمیذاره حرفمو بزنم درختا تکون میخوردن فکر کنم میگن برو دیگه!!!وای که اگه یه بار خواستم شب بیرون بخوابم اینجا میخوابیدم چقدر لذت بخشه کنار این همه آدمای مرده ی زنده از رودخونه بغل قبرستون چقدر خاطره دارم

"آب طلب نکرده همیشه مراد نیست....!گاهی بهانه ایست برای اینکه قربانیت کنند...!کلنجار رفتن با این جمله تا رسیدن به خونه و باز وقتی که کم میارم keep your finger across for me  این همه افکار پاره چیکارشون کنم هیچکار جز ثبت وقایع روزانه وبازسازی وبلاگJ

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |