تبليغاتX
افکارفاحشه ی توبه کرده+دندون کرم خورده -

 

این روزا دیگه مسخره ترین روزای عمرمه صبح که پا میشم اصلا نمیدونم از کجا باید شروع کنم کدوم کلمه رو پیدا کنم که از این همه بدبختی فرار کنم خودمو گول میزنم که امروز با یقیه روزام قرق داره ولی برعکس از این صبح تا اون صبح اون چیزایی که دوست دارمم از دست میدم. مزه شیرینی و هیچ جایی نمیتونم احساس کنم شکلات داغ کافی شاپم برام مزه قهوه ترک بدون شکرو داره  مرد مرده باشی یا زن مرده زیاد فرق نمیکنه مهم اینه که تو وضعت از یه مرده واقعیم بدتره اونا لابد یه جاییو دارن که بکپن. باید سرتو بندازی پایین که نکنه کسی توی صورتت نگاه کنه و بگه تو چی کاره ای چی کارمیکنی بازم خنده های زورکی حرفای کیشمیشی. جای همه چیز باز عوض شد بوی تعفن،نعشه بازیای یه مرد معتاد،نفس گرگرفته یه آدم، آهنگای غریب که بد دارن برام شعر میسازن. سرمو از این چاردیواری نمیارم بیرون چون باز میبینم که یه دختر بدبخت یا یه آدم کثیف سر خیابون وایستاده و منتظر اولین ماشین یا حتی موتوریه که براش بوق بزنن..........!!(یکی پیشم نشسته و میگه بقیشو سانسور کن)

آیا به سکوت میتوان ایمان داشت؟

+ نوشته شده در ساعت توسط madcapgirl |